حکمت؛دانشنامه متن باز دانشجویی؛سایت رسمی تیم علمی مغان
پس کی می رسد مبارزه نهایی حق بر باطل...مسابقه نهایی شطرنج در جزیره ای دور افتاده...شاید هم دومینو....اصلا حق چیست؟آیا تعریف غلط از حق،حق را باطل می کند؟!آزادی بردگیست؟!بی نظمی نظم است؟!آیا هدفی در پیش است؟!آیا ما همه برای دلیلی اینجاییم؟! اگر دلیلی نیست پس معنی ایمان چیست؟!
گاه چه سخت است مسئولیت سخت جانشینی! ظرف را بده تا بنوشم! انتظار تا به کی؟! چرا پلکم نمیپرد؟!
آیا دیروز فردای پریروز است؟!پس فردا،دیروز پسفردا است! همیشه نتایج آن نیست که انتظار می رود؟ پس چرا اینقدر مطمئن؟
اگر شامپانزه پشت دستگاه تایپ نشت و شکسپیر را تایپ کرد،پس ما از کجا آمده ایم؟!
کمی بیاندیش! آیا برای گناه آدمی فریب خورده گله ای فریب نخورده را طرد میکنند؟!
و این شروع بحثی دیرین...
پیوست ۱ : حتما با خودت میگی این دیوونه شده...باور کن یهو زد به مغزم ریختمش رو کیبرد...شروعی برای یک مناظره!

سخن نویسنده:پس از تشریح دین یهود و تورات بهتر پی خواهیم برد که بین پیام زرتشت و تورات هچگونه قرابتی نیست و آنچه روحانیت یهود به نام موسی در تورات بیان داشته متاثر از فرهنگی به کلی غریبه می باشد.
برخی از نظرات محققان ذکر شده توسط نویسنده در کتاب:
زهنر:نفوذ دین زرتشت در یهود به خصوص از مطالعه الواح کشف شده در بحر المیت بهتر روشن میشود.
میلز:دین زرتشت به خصوص در زمان تبعید و اسارت یهودیان در آیین یهود اثر گذاشته است.
فریسی ها(قومی یهودی بودند که زهنر آنها را متاثر از عقاید ایرانیان می دانسته به همین دلیل نام فریسیان(فارسیان) برای آنها انتخاب شد. و توسط همین قوم آیین زرتشت در مسیحیت نفوذ یافت.
کارتر:یهودیان در دوران قبل و بعد از تبعید و تماس با ایرانیان هونوتئیسم در مقابل مونوتئیسم است.
ویل دورانت:ایده بهشت و جهنم ـ پاداش و کیفر ـنزاع بین نیکی و شر و غلبه نیکی بر بدی را یهودیان از زرتشتیان اقتباس کرده اند.
گلازناپ:پس از بررسی صفات یهوه به این پی بردم که خدای آتشین مزاج تورات به غارت و قتل علاقه مند است و بر نژاد پرستی صحه می گذارد. او متعصب و بی گذشت است.
سلین:او پس از مطالعه تورات قبل و بعد از تغییر به تفاوت هایی اشاره می کند که گویا اسرائیلیان موسی را کشته و دین او را با یهوه که متعلق به اعراب مدیانت در جنوب فلسطین ناحیه قادش است آمیخته اند.
تمامی محققان و نویسنده کتاب بر این باورند که بهودیت از دوران کورش هخامنش تحت تاثیر کامل عقاید
مذهبی پارسیان قرار می گیرد.
کتاب دیگری که بر تاثیر زرتشت بر یهودیت اشاره دارد تحت همین عنوان اثر فون گال مفسر تورات عبری است.

چون گفته شده که باید به ذکر منبع و نویسنده حرفی زد...چیزی نوشت پس نام کتابهای معتبر و حتما مجاز که مطلب از اون برداشته شده رو اعلام میکنم:
اول تواریخ ـدوم تواریخ ـ عزرا نوشته عزرا کاهن و کاتب یهود/عشق و سلطنت نویسنده ایرانی
بخشی از کتاب عزرا:
نخستین گروه یهودیان که حدود ۵۰۰۰۰ نفر بودند به رهبری زروبابل رهسپار اورشلیم و مشغول به ساخت خانه خدا میشوند امه پس از مدتی کار آنها با مخالفت ناتمام باقی می ماند و سالها بعد توسط کورش و داریوش دوم تکمیل گردید.
کورش فرمان بازگشت یهودیان را صادر میکند:در سال اول سلطنت کورش پادشاه پارس خداوند آنچه را که توسط ارمیای نبی فرموده بود به انجام رسانید(ارمیا پیشگویی کرده بود که یهودیان به مدت ۷۰سال در اسارت بابلی ها خواهند ماند. مراجعه شود به ارمیا ۱۲.۲۵ و ۱۰.۲۹ )
بخشی ازمتن این فرمان:من کورش پادشاه پارس اعلام میدارم که خداوند خدای آسمانها تمام ممالک جهان رابه من بخشیده و امر فرموده که برای او در اورشلیم خانه ای بسازم.بنابرین از تمامی یهودیانی که درسرزمین من هستند میتوانند با اشیا غرامت گرفته شده که شامل( شی قیمتی۵۴۰۰) به اورشلیم بازگردند و به میتراداد دستور داد هزینه ساخت خانه خدا را از خزانه دولتی پرداخت کند.
مخالفت تتنای استاندار و شتریوزنای و سایر مقامات غرب رود فرات فرمان داریوش و حمایت مجدد از یهودیان را در پی داشت:
بگذارید خانه خدا در مکان سابقش بنا شود مزاحم فرماندار یهودا و سران قوم یهود نشوید...و اعلام کرد :کسی که فرمان مرا تغییر دهد از تیرهای سقف خانه اش چوبه داری برای او ساخته خواهد شد و بار دیگر از خزانه دولت هزینه ساخت مجدد پرداخت شد.
بازسازی و ساخت خانه خدا روز سوم ماه ادار از سال ششم سلطنت داریوش به پایان رسید.
آیا به دلیل حمایت کورش کبیر و داریوش دوم از مردم یهود اورشلیم می توان گفت که آنها یهودی بوده اند؟؟ یا حاکی از عدالت پادشاهان پارسیسم است؟
آنچه در مسیر وصال است قشنگ تروزیبا تر است یا خود وصال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نظرم اینکه در مسیر وصال جالب تر است مثلابعدازظهرروز پنجشنبه را در نظر بگیرید مسیروصال آن روز جمعه است خیلی زیباست اما بعدازظهرروز جمعه مسیر وصل آن روز شنبه است وزیبانیست ولی میتوانم بگوییم که خود روز جمعه زیباست نظرشما چیست؟؟؟ آیا شما مسیر وصل یعنی راه رسیدن به روز جمعه را می پسندید یا خود وصل که روز جمعه میباشد؟؟
این مسیر وصل یا خود وصل میتواند هر چیزی باشدمانند عشق یا هرچیزی که خود شما ودر ذهن شماست
آیا در مسیر رسیدن به عشق زیباتر است یا خود عشق
این عشق میتواند عشق به خدا یا عشق به هر چیزی باشد
آیا رسیدن به عشق زیباتر است یا خودعشق!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظر شما چیست؟؟؟؟ از همه ی دانشجویان عزیز ومحترم دعوت میکنم که در این مناظره ی زیبا شرکت کنند وامیدوارم همکاری شما را از ما دریغ نکنید .
مناظره : چهارشنبه سوری
شب چهار شنبه آخر سال که نزدیک می شود ٬ فشار خون بعضی ها بالا می زند . بوی گوگرد را همه جا حس می کنی و تو تنها سه راه داری : یا توی خانه ات بنشینی و فیلم سینمایی نگاه کنی یا بروی توی خیابان و مردم آزاری کنی یا اینکه بروی توی خیابان و هر لحظه منتظر باشی مورد اصابت انواع و اقسام ترقه های بزرگ و کوچک که رفته رفته به انواع خمپاره نزدیک می شوند ٬ قرار بگیری .
در این میان من نخواهم پرسید که چهارشنبه سوری نوین را چگونه می بینید . بر هر انسان عاقلی روشن است که آنچه تحت عنوان چهارشنبه سوری در زمانه امروز جاری است ٬ امری بس شنیع و زشت است .
من از مفهوم اصلی چهارشنبه سوری می پرسم .
ایرانیان باستان تا امروز ٬ روز سه شنبه آخر سال ٬ آتشی فراهم می کردند و از روی آن می پریدند . هر چند این عمل در اقوام و زمانهای مختلف اشکال متفاوتی به خود گرفته ٬ اما هنوز باطن و اصالت خود را حفظ کرده است . عده ای آن را یکی از نشانه های هویت ملی می دانند و عده ای دیگر نه . عده ای از طرفداران چهار شنبه سوری معتقدند که چنین مراسمی می تواند باعث تقویت روحیه ملی شود . همچین عده ای می گویند که اگر گذشته خود را از دست بدهیم چیزی برایمان نخواهد ماند . در مقابل چهارشنبه سوری مخالفانی نیز دارد . نویسندگان و نظریهپردازانی نیز بودهاند که جشنهای چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم میدانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند. مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمقها» میدانست و معتقد بود پدران و مادران ایرانیان که چنین عملی مرتکب می شدند احمق بوده اند (برای دانلود فایل صوتی کلیک کنید )، و آیین نوروز را «ضد اسلام».آیتالله ابوالقاسم خزعلی گفت «امیدوارم عید غدیر جای نوروز را بگیرد.»[۱۴][۱۵][۱۶][پیوند مرده][۱۷] امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد ...
حال به نظر شما چهارشنبه سوری ( به معنای واقعی کلمه ) یه حماقت است یا یک
سنت حسنه ؟
این پست یه درخواسته دوستانه ست برای بهتر شدن سایت حتما میگید مگه تو مدیر سایتی نه من نه مدیرم نه عضو هیئت مدیره نه روابط عمومی و نه..... حتی این درخواست رو بعنوان یه نویسنده هم نمیذارم بعنوان عضوی از بروبچ میذارم من اگر هیچکدوم از اینا هم نباشم عضوی از بروبچم مثل همه ی شما ها (چه نویسنده چه بازدیدکننده) پس مثل همه ی شما حق دارم که درخواست کنم.
حالا درخواست:
درخواست من اینه که نویسندگان محترمی که توی سایت فعالیت میکنن به دو دلیل زیر در هر بار ورود به سایت تعداد پستهای زیادی نذارن.
دلیل اول: اگر توجه کنید پستهای هر نویسنده با محور خاصیه مثلا بعضیا فقط دستنوشته هاشون رو میذارن بعضی مطالب جالب بعضی علمی بعضی عارفانه بعضی اخبارو.... شاید بعضیا فکر کنن که چقد بده اینطوری ولی از نظر من این عالیه که هر نویسنده توجهش رو به یک موضوع خاص جلب کرده و اکثر پستهاش (تاکید میکنم اکثر نه همه) در اون حیطه ست اینطوری بجای اینکه هر کدوم یک نویسنده ی کامل باشیم همدیگه رو کامل میکنیم و این یعنی بروبچ به معنای واقعی کلمه بگذریم ببینید بین پستهایی که من در این یک ماه گذاشتم بجز یه دونه (شعر باز باران) بقیه موضوع عرفانی داشت حالا فرض کنید اگر من به یک باره ۵ تا پست بذارم و همه با این موضوع مطالب سایت سمت و سوی خاصی میگیره و بازدیدکننده ای که پستها رو میخونه شاید خوشش بیاد ولی براش خسته کننده ست و همینطور بقیه ی نویسنده ها.
و دلیل دوم: چون تعداد نویسنده ها زیاده تعداد پست زیاد باعث میشه پستها ی دیگه که حتی یک روز هم در صفحه ی اصلی نبوده از این صفحه برداشته میشه البته این خیلی خوبه که تعداد نویسنده ها ی ما زیاده ها خیلی خوبه. اگر به وبلاگهای شخصی هم توجه کنید وبلاگهایی که فقط یک نویسنده داره هرگز نویسنده در یکبار حضور بیش از یک یا دو پست نمیذاره هر دو یا سه هفته یکبار سایت رو به روز میکنه تا همه بیان بخونن نظر بدن و بعد یک مطلب جدید میذاره.
باید به چند نکته هم اشاره کنم اول عذر میخوام که تمام مطلب رو صفحه اول نوشتم و از ادامه ی مطلب استفاده نکردم آخه اینجوری همه میخونن ولی اونجوری شاید بعضیا نخونن و بعد اگر برای این پست موضوع مناظره انتخاب کردم به این دلیل بود که شماها حتما نظرتون رو بگید حتی شمایی که نویسنده نیستی و نکته آخر اینکه این حرفا خطاب به همه ی نویسنده هاس چه اونایی که این کارو میکردن چه اونایی که نمیکردن .
اگر با این حرفا موافقید بهش عمل کنید.
با تشکر
یکی از بروبچ![]()
![]()
منظور این جمله چیست؟چگونه خدایی که ماده نیست در جهان مادی میگنجد؟
به این پاراگراف از کتاب "تاریخچه زمان" توجه کنید:
"زمان بعدی است که پدیده علت و معلول در آن رخ می دهد...اگر همانگونه که نظریه فضا-زمان میگوید آغاز زمان متقارن با آغاز جهان باشد،انگاه علت جهان باید موجودی باشد که در بعد زمانی کاملا مستقل و اسبق نسبت به بعد زمانی جهان،عمل نماید.این نتیجه برای درک ما از اینکه خداوند کیست و که یا چه نیست بسیار اهمیت دارد.بر این پایه آفریدگار موجودی متعالی است و فراتر از محدودیت های ابعادی جهان عمل میکند.خداوند خود جهان نیست و درون جهان نمی گنجد."[1]
این بحث هفته قبل من با دوستان بود.
به نظر من خدا ماده نیست؛پس نمیتونه در جهان مادی حضور داشته باشه و یا بگنجه و منظور جمله "خدا همه جاست" اینه که خدا به همه چیز و همه جا علم داره!
نظر شما چیه؟
[1]تاریخچه زمان-استیون هاوکینگ-افزودگی-ص 238
ابتدا لازم میدانم کمی درباره زندگی انیشتین از زاویه مذهب صحبت کنم:
انیشتین در 14 مارس ۱۸۷۹ در آلمان در یک خانواده یهودی به دنیا آمد.اعضای خانواده آلبرت ، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو ، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس میخواند.انیشتین در زندگینامه خودنوشت می نویسد که والدین وی که به آیین یهودیت عمل نمی کردند او را به نزدیکترین مدرسه فرستادند، که این مدرسه به طور اتفاقی، یک مدرسه کاتولیک بود. او در تمام مقطع ابتدایی خود در جو و فضای مدارس کاتولیک توسط راهبه ها آموزش دید و این موضوع را دوست داشت، اما برخی از اعضای خانواده فکر کردند که وی به عنوان یک کودک باید مسائلی را درمورد دین خود یعنی یهودیت بداند؛ بنابراین، وی به صورت خصوصی در خانه با برخی ایده های دین یهودیت نیز آشنا شد. وی در زندگینامه خود نوشت نیز به یادگیری این دو سنت اشاره کرده و نسبت به آن ابراز مسرت کرده است و آن را "اولین بهشت دینی" خود نامیده است. وی در مرحله ای از زندگی اش ترانه هایی را درباره ستایش خداوند ساخت و زمانی که کودک بود آنها را در مدرسه اجرا کرد. در سن 12 سالگی، او والدینش را متقاعد کرد که گوشت و خوراک را باید برطبق شریعت یهود مصرف کنند.
درباره ی دین انیشتین می توان گفت :پرداختن به علم همان دیندار بودن است؛گالیله نیز در یکی از نامه های مشهورش اشاره کرده که دو راه برای رسیدن به خداوند وجود دارد یکی از طریق متون مقدس و یکی از طریق مطالعه طبیعت. پاپ ژان پل دوم نیز در بررسی خود از محاکمه گالیله این امر را پذیرفت.
خب پس این امر خود نشاندهنده دیندار وی بوده است.
ما در یکی از دست نوشته های انیشتین می خوانیم:
refspace.com/quotes/s%253A0 "refpace | Popular quotes"], [[Refpace. Retrieved December 20,
-
اگر انیشتین مسلمان بود پس چرا به رسم یهودیات دفن شد؟
-
مخفی بودن دین اصلی انیشتین دلیل محکمی ندارد!
-
چرا انیشتین تمام تلاش خود را برای تشکیل آژانس یهود کرد؟
-
چرا انیشتین از اسرائیل حمایت کرد و حتی در اورشلیم عضو هیئت علمی شده و تدریس می کرد؟
-
انیشتین در سخنان خود هیچ اشاره ای به اسلام نکرده بود!
-
انیشتین در سال 1955 یعنی تقریبا 50 سال پیش مرد؛چرا امر مسلمان شدن وی این همه سال و حتی بعد از مرگ او مخفی بود؟
-
چرا دکتر حسابی خود شخصا به این مساله اشاره ای نکرد با اینکه با توجه به دلایل دوستان بعد از مرگ لزومی برای مخفی بودن این امر وجود نداشت!
-
انیشتین در کجا مسلمان شده بود با اینکه میدانیم سفری به ایران نداشت؟
با توجه به سخنان امام مساعد نه مسلمان بودن وی چیزی به اسلام اضافه می کند و نه نبودن آن چیزی از یهودیت کم می کند.از دوستان خواهشمندم که بصورت منطقی و با مدرک پاسخ دهند.
لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ / باشد كه بينديشيد / (۲۱-حشر)

می گویند انیشتین مرد جالبی بوده . ویولون می زده . اراجیف می بافته . کل کائنات را توی چند جمله خلاصه می کرده . با مغز دانشمندان لوبیا پلو می پخته ولی هیچوقت شطرنج را یاد نگرفته . البته اینها خودش برای اینکه کسی را جالب کند کافی است اما موضوع وقتی جالب می شود که بفهمی انیشتین مسلمان و از بد یا خوب روزگار شیعه هم بوده . نه که عجیب باشد ها . نه . اتفاقا اصلا بعید نیست که این موضوع درست باشد . مردان بزرگ همیشه تصمیمات بزرگ می گیرند . اما انیشتین آدم این حرفها نیست . انیشتین از همان بچگی یهودی دو آتشه بود . اصلا خودش پدرو مادرش را وادار کرد درست و حسابی مثل یهودی ها رفتار کنند . حتی در دوران هیتلر هم کم نیاورد . مجبور شد از آلمان فرار کند ، چون یهودی بود . اما دست روی دینش نگذاشت . خیلی هم برای یهودیت و صیهونیست خرج کرد . این را من نمیگویم ، تاریخ می گوید . حتی همین امروز هم بنیاد انیشتین یکی از پر کار ترین بنگاههای حمایت از صیهونیسم است . راستش را بخواهید ، سخن در این باره بسیار است ، اما همین عکس از انیشتین با کلاه یهودی در سن پیری مدرک مناسبی است برای اینکه انیشتین یهودی به دنیا آمده ، یهودی زیسته و یهودی مرده و مثل یهودی ها دفن شده . که اگر مسلمان بود ، شاید سکوت می کرد و نمی گفت اما حداقل وصیت می کرد که مثل مسلمانان دفن شود . در پایان ذکر می کنم که نه مسلمان بودن انیشتین به اسلام ارج و قربی می بخشد که تا به حال نداشته و نه یهودی بودن انیشتین چیزی از او کم می کند و ما می دانیم که ملاک عمل انسانهاست . و انشالله خداوند انیشتین و ما و همه بندگان خود را بیامرزد ...

انیشتین مسلمان و شیعه بود اما از بیان آن منع شده بود
وي با اعلام اينكه اين خبر را از قول فرزند پروفسور حسابي شنيده است، افزود: من براي دريافت صحت و سقم اين خبر، نزد یکی از مراجع تقلید در قم رفتم و ايشان نيز با تاييد اين خبر گفتند، آيت الله بروجردي ايشان را از اظهار علني مسلماني منع كرده بودند، چون احتمال قتل وي را مي دادند
يكی از روحانیان منبری تهران می گوید: انيشتين دانشمند بزرگ جهان توسط آيت الله بروجردي مسلمان و شيعه شده بود، اما ايشان اجازه بيان آن را به وي نداده بود.
به گزارش البرز، او که از وعاظ بنام تهران است گفت: از خدمات بزرگ آيت الله بروجردي مجتهد بزرگ شيعه اين بوده كه انيشتين را به اسلام فراخواند و او هم با آغوش باز مسلمان و شيعه شد.
وي با اعلام اينكه اين خبر را از قول فرزند پروفسور حسابي شنيده است، افزود: من براي دريافت صحت و سقم اين خبر، نزد یکی از مراجع تقلید در قم رفتم و ايشان نيز با تاييد اين خبر گفتند، آيت الله بروجردي ايشان را از اظهار علني مسلماني منع كرده بودند، چون احتمال قتل وي را مي دادند.
گفتني است، پرفسور محمود حسابي از بزرگترين شاگردان انيشتين فيزيكدان مشهور جهان به حساب مي آيد.
بیان مواضع و اظهار نظر افراد در پایگاه خبری البرز دلیل تایید آنها نبوده و این امر تنها برای انتشار عقاید و تضارب آراء صورت می گیرد. در صورت لزوم نام مرجع محترم تقلیدی که در قم چنین موضوعی به گفته این واعظ مشهور را تایید کرده اند منتشر خواهد شد.
گفتنی است برخی مدارک و مستندات موجود حکایت از یهودی بودن آلبرت انیشتین دارد
بحث مناظره داغ در نظرات
ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا :

*{ادامه مطلب را مطالعه فرماييد}*
ادامه مطلب




