تبليغاتX
بروبچ پیام نور رشت

ترفند اخبار جديد از سراسر دنيا نمونه سوالات امتحاني پروژه هاي برنامه نويسي - سورس برنامه نويسي اخبار دانشگاه پيام نور و اخبار مربوط به کلاس درس اطلاعيه و اخبار سايت


حکمت؛دانشنامه متن باز دانشجویی؛سایت رسمی تیم علمی مغان


 

شباهت عجیب میوه ها با اعضای بدن...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط لادن | تاریخ: یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 ساعت 15:21 |

آخرین مدل حالگیری!!!

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....

نوشته شده توسط لادن | تاریخ: یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 ساعت 15:18 |

نوشته شده توسط سجاد | تاریخ: جمعه دوازدهم شهریور 1389 ساعت 15:44 |

زلیلی من شنیدم یا علی گفت           به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دار الجنون است            که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد         به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت                دعا می کرد او هم یا علی گفت

 
يا علي

مستمندم بسته زنجير و زندان يا علي
دست گير اي دستگير مستمندان يا علي
بندي زندان روباهانم اي شير خدا
مي جوم زنجير زندان را به دندان يا علي
آهن تفتيده ام كز كوره آرندم برون
تا بسانيدم ميان پتك و سندان يا علي
دوستان گريان به گورستان و پيش چشمشان
دشمنان چون استخوان كله خندان يا علي
من نه ايوبم ولي صبرم به محنت بيش از اوست
من نه يوسف ليك زندانم دو چندان يا علي
دردمندي روسياهم با شفاعت مستحق
اي درت دارالشفاي دردمندان يا علي

 

شب و علي

علي آن شير خدا شاه عرب
الفتي داشته با اين دل شب
شب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سرالله است
شب علي ديد و به نزديكي ديد
گرچه او نيز به تاريكي ديد
شب شنفته است مناجات علي
جوشش چشمه عشق ازلي
شاه را ديده به نوشيني خواب
روي بر سينه ديوار خراب
قلعه باني كه به قصر افلاك
سر دهد ناله زنداني خاك
اشكباري كه چو شمع بيزار
مي فشارد زر و مي گريد زار
دردمندي كه چو لب بگشايد
در و ديوار به زنهار آيد
كلماتي چون در، آويزه گوش
مسجد كوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سينه آفاق شكافت
چشم بيدار علي خفته نيافت
روزه داري كه به مهر اسحار
بشكند نان جوين افطار
ناشناسي كه به تاريكي شب
مي برد شام يتيمان عرب
تا نشد پردگي آن سر جلي
نشد افشا كه علي بود علي...

 


نوشته شده توسط معین | تاریخ: سه شنبه نهم شهریور 1389 ساعت 0:46 |
   

مجسمه سرنگون، ملبورن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسعود | تاریخ: یکشنبه هفتم شهریور 1389 ساعت 14:27 |

پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه...

ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

مابقی این داستانک را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: چهارشنبه سوم شهریور 1389 ساعت 3:16 |

 

رسانه‌های دولتی آمریکا اعلام کردند: یک پسربچه پنج ساله موفق شد، در یک اقدام شجاعانه یک تمساح 370 کیلوگرمی را با چاقو بکشد!
«سیمون هوگو» پسربچه پنج ساله اهل ایالت «تگزاس» در آمریکا است. این کودک در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس، عنوان کرد: اصلا باورم نمی‌شود که توانستم این تمساح غول‌پیکر را بکشم، این برای من تعجب‌آور است.
این تمساح دقیقا 20 برابر بزرگ‌تر از این پسربچه پنج ساله بوده و ارتفاع آن سه متر و شش سانتیمتر است.
گفته می‌شود، پدر این کودک در مصاحبه‌ای با یکی از روزنامه‌های محلی ایالت «تگزاس» گفته بود که پسرش یک بار در سن سه سالگی یک تمساح دو متری را نیز با چاقوی آشپزخانه کشته و این دومین باری است که اقدام به کشتن تمساح می‌کند.

نوشته شده توسط معین | تاریخ: یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 ساعت 19:24 |
باگ Y2K یا باگ 2000

حتما اسم باگ 2000 به گوشتون خورده! یکی از بزرگترین مشکلاتی برنامه نویسی که در اول ژانویه 2000 رخ داد.مشکل چی بود؟! خب برنامه نویسان بجای در نظر گرفتن چهار رقم برای 19xx فقط دو رقم سمت راست رو در نظر گرفته بودن و هر سال یک رقم به دو رقم xx اضافه میشد.این فاجعه زمانی رخ داد که سال 2000 فرا رسید.کامپیوتر ها یک رقم به 99 اضافه کرده و بجای 100 دو رقم 00 رو به 19 اضافه کردند.نتیجه این شد که تاریخ 1900 بنمایش در اومد.

پیش بینی میشد که برنامه های کامپیوتری در روز اول سال 2000 نتونن کار کنن یا نتایج عجیب و غریبی ارئه بدن، تا اونجایی که سر این موضوع، کلی هم کتاب نوشتنو فیلم ساختن! تا روز ا ژانویه 2000 فراسید !

مشکلات زیادی در اون شب و حتی روزهای بعد پیش نیومد، یعنی در واقع تو اون حدی که همه فکر میکردن اصلا اتفاق نسبتا مهمی پیش نیومد، ولی خوب به هرحال سیستم ها و کامپیوترهایی هم بودن که به مشکل برخورده باشن. بیشتر این اتفاقات در ژاپن پیش اومد، مثلا زنگ خطر یه نیروگاه به صدا در اومد، یا بعضی از مدل های گوشی در ژاپن پیام های رسیده بعد از ا ژانویه 2000 را به جای پیام های قدیمیتر پاک میکردن، و یا حتی روی بعضی از بلیط ها تاریخ به صورت 1/1/1900 چاپ شده بود !

باگ Y2K+38

همچین مشکلی در سال 2038 برای کامپیوتر های 32 بیتی رخ خواهد داد! البته اساس این دو باگ با هم متفاوت است اما بدلیل تشابه Y2K+38 نامیده شده است.این مشکل برای سیستم های 64 بیتی پیش نمیاد (+)

برای امتحان کردن این مشکل  کار زیرو دنبال کنید :

تو یاهو وارد بشید و یه ایمیل به هرکی میخواهید بفرسید، خوب تا اینجا که مشکلی نیست، حالا تاریخ کامپیوترتون رو با تاریخ با تاریخ 19 ژانویه 2038 و ساعت 3:14:07 AM عوض کنید، حالا دوباره ایمیلتون رو بفرستید! یاهو به شما پیام میده که :

* * * YES ALL NETWORK BASED APPLICATION WILL NOT WORK NOW * * *

نوشته شده توسط سجاد | تاریخ: یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 ساعت 16:39 |

یه توپ دارم قلقلیه !

یه توپ دارم قلقلیه

سرخ و سفید و آبیه

می زنم زمین هوا می ره

نمی دونی تا کجا می ره

من این توپو نداشتم

مخشامو (!) خوب نوشتم

بابام بهم عیدی داد

یه توپ قلقلی داد !

نوشته شده توسط الیعازر | تاریخ: شنبه سی ام مرداد 1389 ساعت 14:38 |

و اینک ...

استیشن مشکی زیر پل نگه می دارد . لحظه ای می ایستد و دوباره حرکت می کند . بیتا کف خیابان دراز کشیده و گریه می کند . صفحه سیاه می شود و صدای لهراسبی بلند می شود : اگه فاصله افتاده ... اگه من با خودم سردم ...

 مجتبی پسر عمویم کلاس سوم ابتدایی است . لبخند می زند و زیر چشمی به مادرش نگاه می کند . زن عمویم چشمش را دوخته به ساعت روی دیوار . عمویم دارد ناخن هایش را می جود . پدرم بلند می شود و می دود سمت قناری هایش و می گوید : بیچاره ها گرسنه اند . مادرم قبلا به آشپرخانه پناهنده شده . ماکان سرش را می خاراند و در حالیکه زور می زند نخندد می دود سمت دستشویی . کنترل کف دستم ماسیده .

کمی که فکر می کنم می بینم چیزی برای گفتن ندارم . می زنم روی آی وی و ماهواره را روشن می کنم . توی دلم به عوامل فارسی وان می گویم : بزن توی گوشم شاید ٬ از این کابوس برگردم / تو کاری با صدا و سیما کردی که فکرشم نمی کردم ! ...

نوشته شده توسط الیعازر | تاریخ: پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ساعت 20:18 |

http://www.fadwebsite.com/wp-content/uploads/7.png

عدد هفت عددی است كه شاید مثل همه عددهای دیگر در نظر ما عادی جلوه كند اما نگرش ما وقتی متبلور می‌شود كه خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه هفت‌هایی در زندگی ما وجود دارند و ما درگیر و دار زندگی ماشینی با بی‌تفاوتی از كنار آنها رد می‌شویم. مثلا شاید جالب باشد كه بدانیم، رنگین‌كمان دارای هفت رنگ است. عجایب جهان هفت تا هستند (كه به عجایب هفتگانه معروف‌اند) یا در یونان باستان اسطوره‌ای به نام هفت خدای در ذهن مردم نقش بسته است و یا شهر عشق كه در اشعار عطار آمده است، هفت شهر است. سوره مباركه حمد كه اولین سوره قرآن كریم است هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت و جهنم هر كدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است. 


موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه دارد و كلا هفت نت در موسیقی داریم.

در سال 1889 میلادی كتابی از یك جهانگرد منتشر شد كه از جمله روش شمردن را در میان قبیله‌ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می‌كردند؛ یك و دو. برای عدد سه می‌گفتند «دو و یك» برای چهار «دو و دو» برای پنج «دو و دو و یك» و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگتر از شش، هر قدر می‌بود، می‌گفتند «خیلی»! گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده نوزدهم است ولی می‌تواند گواهی به شیوه شمردن در آغاز شكل‌گیری مفهوم عدد در میان انسان‌های نخستین باشد. عدد هفت كه سده‌های متوالی برای آنها ناشناخته بود، اندك اندك به‌صورت عددی مقدس درآمد. وقتی در قصه‌های كهن كه تا زمان ما هم ادامه پیدا كرده است، صحبت از شهری می‌شود كه هفت برج و بارو داشت، به معنای آن است كه این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت كشور به معنای آسمان‌ها و دریاها و كشورهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا.

هنور در زبان فارسی اندرز می‌دهند «هفت بار گز كن یكبار پارچه كن» این جمله به معنای آن نیست كه برای دقت كار و كم كردن اشتباه در اندازه‌گیری یا هر كار دیگری باید درست هفت‌بار آزمایش كرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی بسیار است. عدد 13 همچنین سرنوشتی دارد... عرفای بزرگ، عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده‌اند و فاصله بین هستی و تباهی را پنج مرحله دانسته‌اند.
در افسانه‌ها نیز با 7 سحرآمیز برخورد می‌كنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت كوتوله پشت هفت كوه زندگی می‌كرد و افسانه اژدهای هفت‌سر...

علاوه بر اینها می‌توان به هفت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیكر، هفت گناه كبیره، هفت خان رستم، هفت گنج و هفت سین نوروز ایران باستان و... اشاره كرد. و به این ترتیب بود كه تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا به‌وجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ساعت 0:54 |
در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند. زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا میرود پسر من است .مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی میکرد اشاره کرد .مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : تامی ورفتن است .
تامی که دلش نمیآمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟
مرد سرش را تکان داد و قبول کرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : تامی دیر میشود برویم . ولی تامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم .
مرد لبخند زد و باز قبول کرد . زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمیکنید پسرتان با این کارها لوس بشود ؟مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه سواری زیر گرفت و کشت . من هیچگاه برای سام وقت کافی نگذاشته بودم . و همیشه به خاطر این موضوع غصه میخورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد تامی تکرار نکنم . تامی فکر میکند که 5 دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من 5 دقیقه بیشتر وقت میدهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم . 5 دقیقهای که دیگر هرگز نمیتوانم بودن در کنار سام  از دست رفته ام را تجربه کنم .
بعضی وقتها آدم قدر داشته ها رو خیلی دیر متوجه میشه . 5 دقیقه ، 10 دقیقه ، و حتی یک روز در کنار عزیزان و خانواده ، میتونه به خاطرهای فراموش نشدنی تبدیل بشه . ما گاهی آنقدر خودمون رو درگیر مسائل روزمره میکنیم که واقعا ً وقت ، انرژی ، فکر و حتی حوصله برای خانواده و عزیزانمون نداریم . روزها و لحظاتی رو که ممکنه دیگه امکان بازگردوندنش رو نداریم .
این مسئله در میان جوانترها زیاد به چشم میخوره . ضرر نمیکنید اگر برای یک روز شده دست مادر و پدرتون رو بگیرید و به تفریح ببرید . یک روز در کنار خانواده ، یک وعده غذا خوردن در طبیعت ، خوردن چای که روی آتیش درست شده باشه و هزار و یک کار لذت بخش دیگه .


نوشته شده توسط آرزو | تاریخ: دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ساعت 23:26 |

ادعای آزادی بیان در ایران باستان

یا : من مرکز جهانم . باور نداری متر کن !

نقاشی خیالی از مزدک

انوشیروان بااصطلاح عادل

 

روزی روزگاری مردی بود . اسمش مزدک . مزدک مانوی بود . آمد . در میان مردم حرف زد . درد آنها را شنید . محبوب شد و بعد ...

قبلش بگذارید بگویم مزدک چه می گفت ...

مزدک خیلی حرفها زد . مهمترینشان بحث برابری زنان بود . مزدک می گفت هر مرد فقط یک زن اختیار کند . زن با مرد برابر است . مزدک طبقات اجتماعی را قبول نداشت . معتقد بود هرکسی حق تحصیل دارد . نه فقط فرزندان نظامیان یا سران روحانی زرتشت . می گفت یه دختر یا پسر فقیر حق دارد با یک پسر یا دختر ثروتمند ازدواج کند . میگفت این آقایان پادشاه . چرا زنان مردم را به زور غصب می کنید ؟ چرا حرم سراهایتان روز به روز گسترده تر می شود ؟

این حرفها خیلی زشت بود . نه ؟ واقعا . من هم قبول دارم . اصلا چه غلطها . مگر می شود پادشاه ایران زمین فقط یک زن داشته باشد ؟ پس خون خدا چه میشود ؟ مگر یه زن می تواند سایه خداوند را سیر کند .

درازه گویی نکنم . جرم مزدک این بود .

خب چه کارش کردند .

آقای انوشیروان ( اسمش را زیاد شنیده اید . پادشاه ساسانی که بهش می گفتند انوشیروان عادل ! ) دست مزدک را گرفت و به یک بیابان برد . گفت مزدک به این بیابان نگاه کن ! مزدک به بیابان نگاه کرد . دید هزاران نفر برعکس در زمین فرو رفته اند . گفت اینها چیست ؟ انوشیروان گفت : این نتیجه آیین توست مزدک ! دستور دادم پیروانت را برعکس و زنده زنده تا نیمه در خاک فرو کنند . حال سرنوشت تو نیز چنین است . و مزدک را نیز زنده زنده برعکس در خاک دفن کردند . ۱۲۰۰۰ مزدکی در یک شب کشته شدند . ببخشید . من چراغ را روشن نکرده ام . انگار برق همسایه روشن است که دارم اینها را می بینم . عجب کرم های زشتی .الان می روم همسایه را صدا میکنم و آیین گذشتگان و فرهنگ بالای گذشته مان را به او یادآور میشوم تا برق ها را خاموش کند . هنوز خرما باقی مانده . خیلی خیلی هم باقی مانده . شاید به اندازه تمام عمر ما . همچنان مشغولیم ...

نوشته شده توسط الیعازر | تاریخ: یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ساعت 20:53 |

yxd081872gl46dad1y5l.jpg


به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ ترانه خوان مشهور آمریکا «چاونسی هاوکینز ـ Chauncey Lamont Hawkins» معروف به (لون ـ Loon) که حدود هفت ماه پیش به دین اسلام روی آورد و نام « امیر محدث» را برای خود برگزید، می گوید: «خوانندگی در آمریکا باعث شهرت بسیاری برای من شده بود، تا جایی که بر اساس نظر سنجی ها، جزو 10 خواننده برتر آمریکا به شمار می رفتم و این شهرت روز به روز افزایش می یافت».

او می افزاید: «اما هرگز این شهرت و وضعیت مالی مناسب، سعادت و آرامش درونی را برای من به همراه نداشت؛ تا اینکه در أبوظبی پایتخت امارات، تحت تأثیر فرهنگ اسلامی قرار گرفتم. آنجا مردم را می دیدم که با بلند شدن صدای اذان به مسجد می رفتند و نماز می خوانند. من اخلاق و رفتار خوب آنان را دیدم، و از همان زمان بود که تصمیم گرفتم در ارتباط با دین اسلام که مردم را از تمام نژادها و ملیّت ها در برگرفته بود، تحقیق کنم».

امیر در ادامه گفت: «بعد از تفکر جدّی و طولانی به اسلام روی آوردم و موسیقی و ترانه خوانی که 17 سال به آن مشفول بودم را رها کردم و اکنون احساس آرامش و اطمینان قلبی عجیبی دارم».

این خواننده تازه مسلمان هفته پیش به زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف شد.

امیر که پس از این تحقیق، به دین اسلام گرویده است پیوستنش به انجمن کانادایی «تبلیغ» را یکی از دلایل علاقه مندی روز افزونش به اسلام می داند و می گوید: «برنامه ای تبلیغی دارم که هدف آن، دعوت خوانندگان و هنرمندان به اسلام است».

b5rskchynkdf3d01ycm5.jpg

نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ساعت 13:13 |

امکان ازدواج انسان با روبات

گروهی از متخصصان هوش مصنوعی از امکان طراحی و ساخت روباتهایی که امکان ازدواج با آنها وجود دارد خبر دادند.
دیوید لوی از محققان برجسته هوش مصنوعی در دانشگاه ماستریخ هلند گفت: این پیش بینی دور از ذهن نیست که تا سال 2050 در ایالت ماساچوست آمریکا ازدواج با روباتها قانونی اعلام شود.
این محقق اخیرا مدرک دکتری خود را بر روی موضوع روابط انسان و روبات اخذ کرده است.
دیوید لوی افزود: طی سالهای گذشته تمایل فراگیری شکل گرفته مبنی بر آنکه روبات ها بیش از گذشته با ظاهری مشابه انسانها طراحی و ساخته شوند. همچنین این تمایل نیز شدت یافته است که ارتباط میان دنیای روبات ها و انسانها بیش از گذشته شود.
بر اساس پیش بینی این محقق، در آینده روباتها انسانی تر خواهند شد و دارای شخصیتی خواهند شد که انسان ها مجذوب آنها شده و به آنها علاقمند می شوند و حتی ممکن است با آنها ازدواج کنند.
بر اساس گزارش لایو ساینس، این درحالی است که سال گذشته هنریک کریستین موسس شبکه تحقیقات روباتیک اروپا پیش بینی کرده بود مردم تا 5 سال آینده بتوانند رواتبط نزدیکتری با روباتها داشته باشند و دیوید لوی نیز این پیش بینی را محتمل دانسته است.

نوشته شده توسط معین | تاریخ: شنبه شانزدهم مرداد 1389 ساعت 9:47 |
دو ايراني در فهرست ‪ ۱۰۰‬نابغه اول جهان
ايرنا: در فهرست يكصد نابغه برتر جهان، نام دو ايراني، يكي مهندس و ديگري بيولوژيست به چشم مي‌خورد.

در اين فهرست كه روز دوشنبه در روزنامه "ديلي تلگراف" چاپ لندن منتشر شد، "علي جوان" با عنوان مهندس، در رتبه دوازدهم و "پرديس ثابتي" بيولوژيست، در رتبه چهل و نهم قرار دارند.

رتبه نخست اين فهرست، در اختيار "آلبرت هوفمن" شيميدان سوييسي و "تيم برنرزلي" متخصص انگليسي امور رايانه است.

اين فهرست را موسسه‌اي مشاوره‌اي به نام "دانشمندان خلاق" از ميان فهرستي چهار هزار نفره برگزيده است.

همچنين نام ‪ ۲۴‬انگليسي و ‪ ۴۶‬آمريكايي در اين فهرست به چشم مي‌خورد.

"استفان هاوكينز" فيزيكدان انگليسي، در رده هفتم قرار دارد و "جي.كي رولينگ" نويسنده داستانهاي "هري پاتر"، در مقام ‪ ۸۳‬قرار گرفته است.

"محمدعلي كلي"، قهرمان سابق مشت زني و "بيل گيتس" صاحب شركت "مايكرو سافت"، بطور مشترك در اين فهرست در رتبه ‪ ۴۳‬قرار گرفته‌اند.

نام "دالايي لاما" رهبر تبتي بوداييان جهان، در اين فهرست در جايگاه ‪۲۶‬ قرار گرفته است.
نوشته شده توسط معین | تاریخ: شنبه شانزدهم مرداد 1389 ساعت 9:44 |

شاید با خودتان بگویید مگر می شود اسم هم رنگ داشته باشد! اما این موضوع این روزها روانشناسان بسیاری را به مطالعه وا داشته است.به گفته آنان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگ ها هستیم. حتی اسم هر کس دارای رنگی است که این رنگ می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد! این که شما بدانید برای اسم تان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید مطلب جدیدی در روانشناسی رنگ هاست. رابطه بین حروف و رنگ ها یه صورت زیر بیان شده است:

۱- قرمز:           ش      ج       س      الف
۲- نارنجی:‌ ‌‌‌       ت       ث      ک        ب
۳- زرد:             ی       ل       ص      ض
۴- سبز:    ‌        و        م       د         ژ
۵- آبی:            چ        ن       ط        ظ
۶- نیلی:           ح        خ       ف        -
۷- بنفش:         ع        پ      غ         -
۸- صورتی:         ز       ق       ه         -
۹- طلایی:         ر        ذ       گ        -

برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم:

مثال : لیلا جلالی
ل۳  ی۳   ل۳   الف۱  ج۱  ل۳  الف۱  ل۳  ی۳
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳

باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:

۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.

حالا اسم شما چه رنگی است؟

نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: جمعه پانزدهم مرداد 1389 ساعت 22:36 |

ما همگی می دانیم که اینترنت وسعت زیادی دارد. اما گاهی اوقات با بررسی آمار و ارقام به این نتیجه می رسیم که گستردگی این شبکه ی جهانی قابل اندازه گیری نیست.

به گزارش بانکی دات آی آر، گستره بی انتهایی از اطلاعات با چند کلیک ساده در دسترس است و به راحتی قابل درک است چراکه ۷۰ درصد کاربران اینترنت این حجم از اطلاعات را بسیار خسته کننده می دانند. با هم از سایت شیرازی ها منظری متفاوت این پدیده بی انتها را بررسی می کنیم…


http://aks98.com/images/lno1g8q0n8ytn1xebjmn.jpg


<< آمار در ادامه مطلب >>



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ساعت 12:47 |

404.jpg

معنی این ارور آشکار است ، و
معمولا وقتی ظاهر می‌شود که صفحه مورد نظر وجود نداشته باشد یا آدرس را به اشتباه
تایپ کرده باشید و یا ناکامل باشد . ولی چرا ارور ۴۰۴ ، چرا ارور ۳۰۳ ، نه ؟!

برای جواب به این سؤال باید به
وقتی برگردیم که هنوز
www یک
استاندارد ، نبود. گروهی از دانشمندان جوان
CERN
سوئیس شروع به کار روی
www
کردند. این گروه جوان از نقشه فیزیکی شبکه
CERN
و ساختمان محل کار خود ، در پروتکلهایی که به وجود می‌آوردند استفاده می‌کردند.
آنها محل پایگاه داده‌های خود را در اتاقی در طبقه چهارم ساختمان ، یعنی دقیقا اتاق
۴۰۴ قرار داده بودند ، هر درخواستی برای یک فایل به آن اتاق راهنمایی می‌شد.

با ادامه کار آنها کم‌کم تقاضای
فایل از دیتابیس اتاق ۴۰۴ زیاد شد ، طوری که گاهی نام فایلها اشتباه تایپ می‌شد و
پیام استاندارد"
Room 404: file not found"
ظاهر می‌شد.

با باقی ماندن متن این ارور ،
خاطره آن اتاق ۴۰۴ برای همیشه ماندگار
مانده است.

منبع

نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ساعت 12:29 |

اینترنت، این پدیده ای که تمام زندگی ما رو در بر گرفته، و شاید کمتر از 10 سال باشه که وارد زندگی ما شده باشه ولی تونسته تمامی کارها و رفتار ما رو تحت تاثیر قرار بده. در ادامه مطلب با 7 مورد از عجایب این دنیای عجیب آشنا میشیم !

http://www



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا | تاریخ: چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ساعت 12:27 |